سنگ امتحان
مترادفها
معیار، آزمون، محک
لغت نامه دهخدا
سنگ امتحان. [ س َ گ ِ اِ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگ محک. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
مسی از زر بیالودی و می لایی چه سود اینجا
که آنگه ممتحن گردی که سنگ امتحان بینی.سنایی.این دل که در عیار و فانقد خالص است
بر سنگ امتحان زدنش احتیاج نیست.بابافغانی.که گفته ست شوم سنگ امتحان کسی
بس است همدم من طبع آزموده من.ملا قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
جمله سازی با سنگ امتحان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر دکان، هر زرنما خندان شدست زانک سنگ امتحان پنهان شدست
💡 آه از آن روزی که صدق صادقان باز خواهد از تو سنگ امتحان
💡 بیا که این دل مجروح ممتحن زده است بیاد لعل تو بر سنگ امتحان شیشه
💡 منال از درد اگر کامل عیاری که مردان راست سنگ امتحان درد
💡 محک چه صرفه برد از زر تمام عیار؟ ز پیش راه من ای سنگ امتحان برخیز
💡 توان ز سختی ایام صبر هر کس یافت عیار زر شود از سنگ امتحان معلوم