سنسور
سنسور در روم باستان، این عنوان به دو نفر از مقامات عالیرتبه اطلاق میشد که هر پنج سال برای یک دوره هجده ماهه انتخاب میشدند. وظایف آنها شامل نظارت بر اخلاق عمومی، برگزاری سرشماری شهروندان و بررسی فهرست نامزدهای سناتوری بود. منصب سنسوری در سال ۴۴۳ پیش از میلاد تأسیس شد و تا سال ۲۲ پیش از میلاد استقلال خود را حفظ کرد. پس از آن، اختیارات متعدد سنسورها به امپراتور منتقل گردید. آن ها همچنین مسئولیت واگذاری جمعآوری درآمدها و خدمات عمومی مانند ساخت جاده و حفر قنات را بر عهده داشتند. در ابتدا، دوره سنسوری پنج سال بود، اما در سال ۴۳۳ پیش از میلاد به هجده ماه کاهش یافت. واژه سانسور نیز از همین اصطلاح نشأت گرفته است.
مترادفها
حسگر
لغت نامه دهخدا
سنسور. [ س َ ] ( ع اِ ) خرطوم و آن را فیل و پشه هر دو دارند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خرطوم و آن را فیل و پشه هر دو دارند.
جمله سازی با سنسور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اخطار خرابی سنسور روغن یا قطع بودن کابل ارتباطی در حالت اتوماتیک
💡 حوزههای روزنامهنگاری سنسور در دانشگاه امرسون و دانشگاه بینالمللی فلوریدا تدریس میشوند.
💡 در خودروهای مدرن امروزی، سنسورهای بسیار حساس و هوشمند برای تشخیص موانع در مسیر حرکت و جلوگیری از وقوع تصادفات زنجیرهای به کار گرفته شدهاند.
💡 مهندسان برای کنترل دمای دقیق محیط در آزمایشگاهها، از یک سنسور حرارتی بسیار پیشرفته که تغییرات ناچیز را نیز ثبت میکند، استفاده میکنند.
💡 سیستم امنیتی خانه با استفاده از سنسورهای حرکت، به محض ورود فرد غیرمجاز به ساختمان، هشدار را به گوشی تلفن همراه صاحبخانه ارسال میکند.