سموک

لغت نامه دهخدا

سموک. [ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سمک. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ). رجوع به این کلمه شود.
سموک. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. دارای 100 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، لبنیات. پشم. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایعدستی آنان قالی، قالیچه و پارچه بافی. ساکنین از طایفه طیبی هستند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان طیبی سر حدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان.

جمله سازی با سموک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کهنه لرین سور سموکی دارتلوپ قورتولانون چول چوخاسی یرتلوپ

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز