لغت نامه دهخدا
سماطین. [ س َ ] ( اِ ) قالی وپلاس. || پارچه خشن. || اطاقی که در اطرافش آینه نصب کرده باشند. ( ناظم الاطباء ).
سماطین. [ س ِ طَ ] ( ع اِ ) تثنیه سماط، دورویه. دو رسته از درختان و مردم. ( از غیاث ) ( آنندراج ):
دورویه سماطین آراسته
نشینندگان جمله برخاسته.نظامی.رجوع به سماط و سماطان شود.