سلغر

لغت نامه دهخدا

سلغر. [ س َ غ ُ ] ( اِخ ) نام قبیله ای است از ترکان. ( فرهنگ فارسی معین ).
سلغر. [ س َ غ ُ ] ( اِخ )جد سلغریان یا اتابکان فارس ( قرن 5 هجری ) و رئیس یکدسته از ترکمانان قبچاق بود، که با طایفه خود به خراسان کوچ کرد، و پس از یک دوره تاخت و تاز بخدمت طغرل بیک پیوست و نزد او رتبه حاجبی یافت. سنقربن مودود مؤسس سلغریان نواده اوست. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

جد سلغریان یا اتابکان فارس ( قر. ۵ ه. ) وی رئیس یک دسته از ترکمانان قبچاق بود که با طایفه خود بخراسان کوچ کرد و پس از یک دوره تاخت و تاز بخدمت طغرل بیک پیوست و نزد او رتبه حاجبی یافت. سنقر بن مودود موسس سلغریان ( ه.م. ) نواده اوست.
جد سلغریان یا اتابکان فارس قرن ۵ هجری و رئیس یکدسته از ترکمانان قبچاق بود.

جمله سازی با سلغر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گوش معنی بشنو که هر دمی صد بار شهان سلغری از خاک برکشند غریو

💡 کجاست مملکت سلغری که غیرت بود بر او ممالک ساسان و دولت سامان

💡 خدیو تخمه سلغر پناه ملت و ملک خدایگان عضدالدین شه ستوده خصال

💡 چراغ دوده سلغر که نور طلعت او کند فروغ رخ آفتاب را مستور

💡 خلف دودهٔ سلغر، شرف دولت و ملک ملک آیت رحمت، ملک ملک‌آرای

💡 شهان سلغری از عشق طرز من در خاک به دست واقعه بر خود همی درند کفن

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز