لغت نامه دهخدا
سفال پزی. [ س ُ / س ِ پ َ ] ( حامص مرکب ) فخاری. کوزه گری.
سفال پزی. [ س ُ / س ِ پ َ ] ( حامص مرکب ) فخاری. کوزه گری.
فخاری. کوزه گری
💡 کاوش محوطههای باستانی موجود در حوضه آبگیر سد کنگیر منجر به کشف کوشک متعلق به دوره ساسانی (در محوطه باستانی ۱۵ هکتاری گنبد جهانگیر در حاشیه رود کنگیر بین در بخش زرنه و در بین روستاهای سرتنگ علیا و سفلی)، سفالهای شاخص دوره اوروک، سازههای معماری عشایری، ۳ بنای بزرگ، کوره سفال پزی، هاونهای سنگی، پیهسوز مفرغی و… انجامید.