لغت نامه دهخدا
سرمه گون. [ س ُ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) سرمه صفت. سرمه آسا. || به رنگ سرمه. سرمه رنگ. سرمه ای.
- طارم سرمه گون؛ کنایه از آسمان:
چه بینی در این طارم سرمه گون
که می آید از میل او سیل خون.نظامی.
سرمه گون. [ س ُ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) سرمه صفت. سرمه آسا. || به رنگ سرمه. سرمه رنگ. سرمه ای.
- طارم سرمه گون؛ کنایه از آسمان:
چه بینی در این طارم سرمه گون
که می آید از میل او سیل خون.نظامی.
سرمه صفت سرمه دار یی کنایه از آسمانست یا کنایه از شب تاریک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در علوى ديگر است: كث اللحية اكحل العينين براق الثانيا فى وجههخال فى كتفه علائم نبوة النبى صلى الله عليه و آله. ريش مباركش انبوه وچشمانش سياه سرمه گون و دندانش درخشنده؛ در رخسارش خالى است و در كتفش علامتهاىنبوت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه معروف است به مُهر نبوت و در رنگ وشكل نقش آن، اختلاف بسيار است. عريض الخذين. رانهاى مبارك عريضاست.
💡 و امـا شـمائل مباركه آن حضرت: همانا روايت شده كه آن حضرت شبيه ترين مردم است بهحـضـرت رسـول صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلم در خـلق و خـلق. وشـمـايـل او، شـمـايـل آن حـضـرت اسـت و آنـچـه جـمـع شـده از روايـات درشـمـائل آن حـضـرت آن است كه آن جناب ابيض است كه سرخى به او آميخته و گندم گوناست كه عارض شود آن را زردى از بيدارى شب و پيشانى نازنينش فراخ و سفيد و تاباناسـت و ابـروانـش بـه هم پيوسته و بينى مباركش باريك و دراز كه در وسطش فى الجملهانحدابى دارد و نيكورو است و نور رخسارش چنان درخشان است كه مستولى شده بر سياهىمـحـاسـن شـريف و سر مباركش، گوشت روى نازنينش كم است، بر روى راستش ( خالى) اسـت كه پندارى ستاره اى است درخشان، ( وَ عَلى رَاءْسِهِ فَرْقٌ بَيْنَ وَفْرَتَيْنِكَاَنَّهُ اَلِفٌ بَيْنِ وا وَيْنِ )، ميان دندانهايش گشاده است، چشمانش سياه و سرمه گون ودر سـرش عـلامـتـى اسـت، ميان دو كتفش عريض است، و در شكم و ساق مانند جدش اميرالمؤمنين عليه السلام است.