لغت نامه دهخدا
سرقات. [ س َ رَ / رِ ] ( ع اِ ) ج ِ سرقة. رجوع به سرقت شود. || سخن دیگران را به خود نسبت دادن.
- سرقات شعری؛ سخن و شعر دیگران را بر خود بستن و انواع آن چهار است: انتحال، سلخ، المام ونقل. رجوع به هر یک از این کلمات شود.
سرقات. [ س َ رَ / رِ ] ( ع اِ ) ج ِ سرقة. رجوع به سرقت شود. || سخن دیگران را به خود نسبت دادن.
- سرقات شعری؛ سخن و شعر دیگران را بر خود بستن و انواع آن چهار است: انتحال، سلخ، المام ونقل. رجوع به هر یک از این کلمات شود.
( اسم ) جمع سرقت. ۱ - دزدیها. ۲ - سخن دیگران را به خود نسبت دادن و انواع آن چهار است: انتحال سلخ نقل المام ( آنست ک شاعر معنیی را فرا گیرد و به عبارت و وجهی دیگر به کار گیرد ).
جمع سرقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بینامتنی به معنی شکل یافتن متنی جدید بر اساس متون معاصر یا قبلی است بهطوریکه متن جدید فشردهای از تعدادی از متون که مرز بین آنها محو شده میباشد و ساختارش به شکلی تازه شود و بهطوریکه از متون قبلی چیزی جز ماده آن باقی نماندهاست و اصل آن در متن جدید پنهان شده و تنها افراد خبره توان تشخیص آن را داشته باشند. برخی بر این باورند که اصطلاحاتی چون اقتباس، تضمین، تلمیح، اشاره، مناقضات، سرقات، معارضا و … در میراث ادب عربی تا حدودی با مفهوم بینامتنی همپوشانی دارند. اما اچ. پورتر ابوت، روایتپژوه برجسته، معتقد است که تفاوت بینامتنیت با «تلمیح» و «تقلید» در آن است که بینامتنیت وضعیت گریزناپذیر متون است و اختیاری نیست.