لغت نامه دهخدا
سرشک قدح. [ س ِ رِ ک ِ ق َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از قطرات شراب. ( آنندراج ):
سرشک قدح ناله ارغنون
روان کرد از چشمها رود خون.نظامی.
سرشک قدح. [ س ِ رِ ک ِ ق َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از قطرات شراب. ( آنندراج ):
سرشک قدح ناله ارغنون
روان کرد از چشمها رود خون.نظامی.
کنایه از قطرات شراب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرشک قدح نالهٔ ارغنون روان کرده از رودها رود خون
💡 بیا ساقی آزاد کن گردنم سرشک قدح ریز در دامنم