سرداق

لغت نامه دهخدا

سرداق. [ س َ ] ( اِخ ) یا سوداق. اسم شهری است از ولایت قبچاق ( در جزیره کریمه ). رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص 21، 106، 145، 146، 228، 264 شود.

فرهنگ فارسی

یاسوداق اسم شهریست از ولایت قبچاق

جمله سازی با سرداق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این خیمه سرداق کمال است نقصان ز طناب او گسسته

💡 ای آنکه سالکان در کبریات را نبود به جز سرداق احسان تو پناه

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز