لغت نامه دهخدا
سرخواب. [ س َ خوا / خا ]( اِ مرکب ) نام فنی از کشتی. ( آنندراج ):
ور مخالف که ترا گفته که سرخواب مزن
گرد موی کمرت پیچ شود تاب مزن.میرنجات ( از آنندراج ).
سرخواب. [ س َ خوا / خا ]( اِ مرکب ) نام فنی از کشتی. ( آنندراج ):
ور مخالف که ترا گفته که سرخواب مزن
گرد موی کمرت پیچ شود تاب مزن.میرنجات ( از آنندراج ).
فنی است از کشتی قدیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب سرخواب و روز عزمِ شراب نکند جز که دین و ملک خراب