لغت نامه دهخدا
سرخ زنبور. [ س ُ زَم ْ ] ( اِ مرکب ) زنبور سرخ. زنبور کافر:
یا در آن خانه مگس گیران
سرخ زنبور کافر اندازند.خاقانی.کلبه قصاب چند آردبرون
سرخ زنبوران خون آشام را.خاقانی.
سرخ زنبور. [ س ُ زَم ْ ] ( اِ مرکب ) زنبور سرخ. زنبور کافر:
یا در آن خانه مگس گیران
سرخ زنبور کافر اندازند.خاقانی.کلبه قصاب چند آردبرون
سرخ زنبوران خون آشام را.خاقانی.
زنبور سرخ زنبور کافر یا کنایه از سر انگشتان دست باشد که بحنارنگ کرده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا در آن خانهٔ مگس گیران سرخ زنبور کافر اندازند
💡 کلبهٔ قصاب چند آرد برون سرخ زنبوران خون آشام خویش