سدم

لغت نامه دهخدا

سدم. [ س َ دَ ] ( ع مص ) اندوهگین گردیدن. ( منتهی الارب ). پشیمان و اندوهگین شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || بند کردن و برآوردن در را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
سدم. [ س َ دَ ] ( ع اِ ) اندوه یا اندوه مع پشیمانی یا خشم مع اندوه و آز و شیفتگی و آزمندی چیزی، و یقال: ما له هَم و لا سدم الا ذاک. ( منتهی الارب ).
سدم. [ س َ دَ / دِ ] ( ع ص ) گشن غالب شهوت تیز شده در گشنی، یا گشن که او را در میان شتران گذارند، پس آن بانگ کند در میان آنها و شترمادگان آزمند فحل شوند، آن گشن را از میان آنها برآرند و این از جهت برداشتن نسل اوست، یا گشن بسته دهن یا بازداشته شده از گشنی بهر وجه که باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ماء سَدَم؛ آب ریزان. ( منتهی الارب ).
سدم. [ س ُ / س ُ دُ ] ( ع ص ) رکیة سدم؛ چاه انباشته. ج، اسدام. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ).
سدم. [ س َ دِ ] ( ع ص ) فحل سدم. رجوع به سَدَم شود. || عاشق بسیارعشق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || مرد خشمگین و عاشق. ( منتهی الارب ). غمگین. خشمگین. ( بحر الجواهر ).

فرهنگ فارسی

فحل سدم یا عاشق بسیار عشق

جمله سازی با سدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از تو می بافتم خبر، بگمان چون سدم با خبر، گمان بودی

💡 عبدالله مستوفی می‌نویسد:"....عبدالحسین میرزا فرمانفرما، یافت آباد را که هزار تومان و هزار خروار جمع خالصگی داشت و پشت دروازه‌های تهران واقع است به ده تومان و ده خروار (یعنی یک سدم آنچه که به عنوان درآمد آن است، پس از همه دزدی‌های مأموران و مستوفی‌ها. از آنجا که همه از جمله مستوفی‌ها به نادانی مظفرالدین شاه آگاه بودند و خود و دیگر مأمورانی که این خرید فروش‌ها را انجام می‌دادند هر یک شماره بسیاری از این خالصجات را شخصاً خریداری نموده و با تزویر ان‌ها را غصب کردند.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز