لغت نامه دهخدا
( سددة ) سددة. [ س ِ دَ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ سُدّ، وادی سنگناک که آب در وی ایستد. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). رجوع به سُدّ شود.
( سددة ) سددة. [ س ِ دَ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ سُدّ، وادی سنگناک که آب در وی ایستد. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). رجوع به سُدّ شود.
جمع سد وادی سنگناک که آب در وی ایستد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توكل ان تدع الامرالىمقدر الامور جل و علاو در نتيجه توكل همه كارش را بخدا تفويض كند و حضرت - عليه السلام فرمود: منفوض امره الى الله سدده هر كه كارش را به خدا مفوض كند خدا بحدكامل آن كار را محكم اساس گرداند.
💡 و در نتيجه توكل، همه كارش را به خدا تفويض كند و حضرت عليه السلام فرمود: منافوض امره الى الله سدده؛ هر كه كارش را به خدا مفوض كند خدا به حدكامل آن كار را محكم اساس گرداند. (329)