سختی کشیدن

لغت نامه دهخدا

سختی کشیدن. [ س َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) ناراحتی دیدن. رنج بردن:
چندانکه جیش و لشکر سختی نکشند.سعدی.

فرهنگ فارسی

ناراحتی دیدن رنج بردن

جمله سازی با سختی کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبانگه یکی بر درش لقمه جست ز سختی کشیدن قدمهاش سست

💡 چون ز سنگ کودکان صائب کنم پهلوتهی من که در سختی کشیدن مومیایی یافتم

💡 چه دیدم زان همه سختی کشیدن چه دیدم زان همه تلخی چشیدن

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز