سختی کشی

لغت نامه دهخدا

سختی کشی. [ س َ ک َ/ ک ِ ] ( حامص مرکب ) رنج بری. تحمل مشقت:
بسختی کشی سخت چون آهنم
که از پشت شاهان روئین تنم.نظامی.نه ایم آمده از پی دلخوشی
مگر کز پی رنج و سختی کشی.نظامی.کزین آمدن شه پشیمان شده ست
ز سختی کشی سست پیمان شده ست.نظامی.نداند کسی قدر روز خوشی
مگر روزی افتد بسختی کشی.سعدی.

فرهنگ فارسی

رنج برای تحمل مشقت

جمله سازی با سختی کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه‌ایم آمده از پی دلخوشی مگر کز پی رنج و سختی کشی

💡 نداند کسی قدر روز خوشی مگر روزی افتد به سختی کشی

💡 سختی کشی ز دهر، چو سختی دهی بخلق در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست

💡 نداند کسی قدر روزِ خوشی مگر روزی افتد به سختی کشی

تعمیم یعنی چه؟
تعمیم یعنی چه؟
لافند یعنی چه؟
لافند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز