لغت نامه دهخدا
سخته کمان. [ س َ ت َ / ت َ ک َ ] ( ص مرکب ) مرادف سخت کمان. ( آنندراج ):
هر کجا سخته کمانی بود چست
تیر می انداخت هر سو گنج جست.مولوی.
سخته کمان. [ س َ ت َ / ت َ ک َ ] ( ص مرکب ) مرادف سخت کمان. ( آنندراج ):
هر کجا سخته کمانی بود چست
تیر می انداخت هر سو گنج جست.مولوی.
مرادف سخت کمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکجا سخته کمانی بود چست تیر داد انداخت و هر سو گنج جست
💡 ترک این سخته کمانی رو بگو در کمان نه تیر و پریدن مجو
💡 جان دوش مر آن مه را می گفت دلم خستی پیکان پر از خون بین ای سخته کمان من
💡 دوش از شکم دریا برخاست یکی صورت و آن غمزهاش از دریا بس سخته کمان گشته
💡 غمزه توست که مست آید و دلها دزدد قصد جانها کند آن سخت دل سخته کمان