سخت کمانی

لغت نامه دهخدا

سخت کمانی. [ س َ ک َ ] ( حامص مرکب ) درشتی و بیرحمی. ( ناظم الاطباء ). دلیری. پهلوانی:
هرگز نکند با ضعفا سخت کمانی
با آنکه بداندیش بود سخت کمان است.منوچهری.ای بگه راستی قامت تو همچو تیر
بر من سست ضعیف سخت کمانی مکن.سیدحسن غزنوی.چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
بیمار که دیده ست بدین سخت کمانی.حافظ.

فرهنگ فارسی

درشتی و بیرحمی دلیری

جمله سازی با سخت کمانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابروی تو خوش سخت کمانی است که چون او در معرکهٔ حادثه تقدیر ندارد

💡 بسان طوق زنخدان و طاق ابروی تست فلک به سخت کمانی و سست پیمانی

💡 فلک ز سخت کمانی که هست با همه کس همی ز تیر نشاید ز دل دل مسرور

💡 ای سخت کمانی که خدنگ تو ز پولاد ز آنسان گذرد کز دل بدخواه تو نفرین

💡 آرش نه ای ترک توزۀ سست کن از تبر بر ساعد سیمین نسزد سخت کمانی

💡 چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی

پری خوان یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز