سخت پشت

لغت نامه دهخدا

سخت پشت.[ س َ پ ُ ] ( ص مرکب ) محکم. استوار. سفت:
چون آن گرد روی آهن سخت پشت
بنرمی در آمد ز خوی درشت.نظامی.

فرهنگ فارسی

محکم استوار سفت

جمله سازی با سخت پشت

💡 چو آن گرد روی آهن سخت پشت به نرمی درآمد ز خوی درشت

💡 نرم نگردد به آفتاب قیامت بس که فتاده است سخت پشت کمانش

💡 مردان ز حمله فلک ازجا نمی روند کز جان سخت پشت به کهسار داده اند

رویت یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز