سخا پیشه
مترادفها
بخشنده، کریم، باگذشت
متضادها
بخیلپیشه، خسیسپیشه
لغت نامه دهخدا
سخاپیشه.[ س َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) آنکه پیشه او سخا باشد. مرد با کرم و سخاوت. سخی. بسیار جوانمرد:
مردیست سخاپیشه و مردیست عطابخش
با خلق نکوکار بکردار و بگفتار.فرخی.این زین دین امیر سخاپیشه تا مرا
در مجلس تو کدیه دستار پیشه شد.سوزنی.
فرهنگ فارسی
آنکه پیشه او سخا باشد مرد با کرم و سخاوت سخی.
جمله سازی با سخا پیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گزیده بوالحسن کو را وفا طبع است و شادی خو ستوده لشگری کو را سخا پیشه است و رادی دین
💡 جز مهتری وجود و سخا پیشه ندارد وین منزلت از مهتری و جود و سخا یافت
💡 ای سخا پیشه یی کامید مرا سوی بخت تو رهنمون آورد
💡 ای غزا کار حیدر صفدر وی سخا پیشه حاتم سرور
💡 آن مرد بزرگوار که به سخا پیشه و بخشندگی شهر معروف بود، همیشه به کمک نیازمندان و بیکسان در هر شرایطی میرسید.
💡 پادشاهان باستانی بسیاری سعی میکردند با نشان دادن ویژگی سخا پیشه، محبوبیت خود را در میان رعایا و مردم عادی افزایش دهند.
💡 در ادبیات فارسی، توصیف شخصیتهای سخا پیشه معمولاً با کلمات و عباراتی که نشاندهنده کمال اخلاقی و بخشندگی فراوان است همراه میشود.