سحرکار

لغت نامه دهخدا

سحرکار. [ س ِ ] ( ص مرکب ) آنکه در سخن سرایی ماهر است. در بیت زیر مجازاً، مداح. ستایشگر:
از بس کرم که دست و زبان تو کرده اند
دستم ثنانویس و زبان سحرکار توست.خاقانی.

جمله سازی با سحرکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز سحرکاری نیرنگ عشق دم نتوان زد برون نجسته‌ام از خلوتی‌که بار ندارم

💡 ز سحرکاری چشمش به حیرتم جویا که مست خواب خمارست و گفتگو دارد

💡 چون مرا دولت تو یاری کرد طبع بین تا چه سحرکاری کرد

💡 نیست غیر از سحرکاری چشم خواب آلود را کشته جویا خلق عالم را و قاتل خفته است

💡 بیدل ز سحرکاری طول امل مپرس کامروز نارسیده به فردا رسانده‌ایم

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز