لغت نامه دهخدا
( سجلة ) سجلة. [ س َ ل َ ] ( اِخ ) چاهیست که هاشم بن عبدمناف آن را کند، و اسدبن هاشم آن را به عدی بن نوفل بخشید. خالدة بنت هاشم گفته است:
نحن وهبنا لعدی سجلة
تروی الحجیج زغلة فزغلة.
و گفته اند قصی آن را کنده است. ( از معجم البلدان ).
( سجلة ) سجلة. [ س َ ل َ ] ( اِخ ) چاهیست که هاشم بن عبدمناف آن را کند، و اسدبن هاشم آن را به عدی بن نوفل بخشید. خالدة بنت هاشم گفته است:
نحن وهبنا لعدی سجلة
تروی الحجیج زغلة فزغلة.
و گفته اند قصی آن را کنده است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صبحدم مهرفروزان ز افق نیست که هست بنیه سجله نهی کاخ ترا بر رفرف
💡 سواد سجله أبدی بیاضا کمالت من السنح اللآلی