واژه «ستمکارگی» در زبان فارسی مفهومی اخلاقی و اجتماعی دارد و به حالت، صفت یا کنشی اشاره میکند که در آن فرد یا گروهی بهصورت آگاهانه یا ناآگاهانه به دیگران ظلم، بیعدالتی یا تعدی روا میدارد. این واژه از ترکیب «ستمکار» بهمعنای کسی که ظلم میکند و پسوند «-گی» که بیانگر حالت یا ویژگی است، ساخته شده و در نتیجه معنای «حالت ستمکار بودن» را القا میکند. ستمکارگی اغلب در متون ادبی، فلسفی و اجتماعی برای توصیف رفتارهای ناعادلانهای به کار میرود که با نقض حقوق انسانی یا اخلاقی همراه است. این مفهوم میتواند در سطوح فردی، مانند بدرفتاری یک شخص با دیگری، یا در سطوح کلانتر، مانند عملکرد ناعادلانه یک نظام اجتماعی یا سیاسی، نمود پیدا کند. در تحلیلهای اخلاقی، ستمکارگی بهعنوان یکی از رذایل انسانی شناخته میشود که در تضاد با ارزشهایی چون عدالت، انصاف و همدلی قرار دارد. همچنین این واژه میتواند بار عاطفی و انتقادی داشته باشد و برای محکوم کردن رفتارهای ظالمانه مورد استفاده قرار گیرد. در ادبیات فارسی، ستمکارگی گاه با مفاهیمی چون بیداد، ظلم و جور هممعنا یا نزدیک دانسته میشود، هرچند هر یک دارای ظرایف معنایی خاص خود هستند.
ستمکارگی
لغت نامه دهخدا
ستمکارگی. [ س ِ ت َ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) عمل ستمکار:
در ستمکارگی پی افشردند
میگرفتند و خانه می بردند.نظامی ( هفت پیکر ص 323 ).ازو بوم و کشور به یکبارگی
ستوه آمدند از ستمکارگی.نظامی.رها کن ستم را به یکبارگی
که کم عمری آرد ستمکارگی.نظامی.رجوع به ستمکار شود.
جمله سازی با ستمکارگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ستمکارگی پی افشردند میگرفتند و خانه میبردند
💡 رها کن ستم را به یکبارگی که کم عمری آرد ستمکارگی