ستاده

لغت نامه دهخدا

ستاده.[ س ِ / س َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) ایستاده. سرپا. قائم. || ( اِ ) خیمه و چادر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ایستاده سرپا قائم

جمله سازی با ستاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن دم كه نور اين مرقد تابيده و ماه و ستاده قطب از آنخجل شد، گفتم:

💡 ستاده بر درش خورشید از دور به یک پا از یی در یوزه نور

💡 جمله توراسایان رده اندر رده در برابرشان ستاده صف زده

💡 گسترده خوان نعمت او، هست موج خون هر در ستاده دیده گریان گدای او

💡 با قامتی که سرو سهی گر ببندش یک پا ستاده تا به قیامت کند قیام

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
تویوخ یعنی چه؟
تویوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز