لغت نامه دهخدا
سبک خواب. [ س َ ب ُ خوا /خا ] ( ص مرکب ) آنکه به آوازی آهسته بیدار شود: خداوند دماغ ِ خشک آوازهای نرم و بویهای اندک زود اندریابد و سبک خواب باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
سبک خواب. [ س َ ب ُ خوا /خا ] ( ص مرکب ) آنکه به آوازی آهسته بیدار شود: خداوند دماغ ِ خشک آوازهای نرم و بویهای اندک زود اندریابد و سبک خواب باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
آنکه باوازی آهسته بیدار شود: خداوند دماغ خشک آوازهای نرم و بویهای اندک زود اندر یابد و سبک خواب باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردد از شور و فغان، خواب گرانجانان سبک خواب ما را کرد سنگین، گردش این آسیا
💡 به پای خود چو دولت بر در آمد سبک خواب گرانش بر سر آمد