سبزه وار

لغت نامه دهخدا

سبزه وار. [ س َ زَ ] ( اِخ ) رجوع به سبزوار شود.

جمله سازی با سبزه وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن سهی قد گر کند بر مشهد جامی گذر بهر پابوس وی از گل سربرآرد سبزه وار

💡 آوز۱ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سبزه وار استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کرومیت است.

💡 شوریاب یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سبزه وار استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کرومیت است.

💡 بس که رفته ست از دل گرمم به بالا تف خون از نم آن سبزه وار چرخ سیراب آمده ست

💡 دیواندر یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سبزه وار استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.

💡 آوز یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سبزه وار استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کرومیت است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران