سایه پرورد

لغت نامه دهخدا

سایه پرورد. [ ی َ / ی ِ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از کسی که بناز و نعمت پرورش یافته باشد و بخورد و خفت وراحت عادت کند و از زحمت بگریزد. ( آنندراج ). آنکه یا آنچه در سایه پرورش یافته. رنج نادیده:
سایه از آن سایه پروردند خلق از عدل تو
آفتابی وز تو عالم را ضیاء نور ناب.سوزنی.من میوه خام سایه پرورد نیم
جز چشمه خورشید جهانگرد نیم.خاقانی.سایه پرورد شد دل تو چو گل
غم پرورده چگل چه خوری.خاقانی.سایه پرورد غمت در آفتاب رستخیز
فرش استبرق بزیر سایبان انداخته.عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه یا آنچه در سایه پرورش یافته. ۲ - میوه ای که آنرا در سایه خشک کرده باشند. ۳ - شخص آسوده راحت طلب. ۴ - مفت خور.

جمله سازی با سایه پرورد

💡 نخل طوبی گرچه آب چشمه خورشید خورد در لطافت همچو سرو سایه پرورد تو نیست

💡 تو زیر دامن الطاف سایه پروردی چه مرد ضربت قهری و بی محابایی؟

💡 کجا تاب نگاه گرم دارد سایه پروردی که گردد آفتابی چهره از گلگشت مهتابش

💡 سایه پرورد وقارش پرکاهی که بود به گران باری او کوه نگردد هم سنگ

💡 هزار جان مقدس فدای روی تو باد که زیر دامن زلف تو سایه پرورد است

💡 گفتمش گل چیست، گفتا پیرهن چاک نسیمم گفتمش مه چیست، گفتا سایه پرورد کلاهم

تزویر یعنی چه؟
تزویر یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز