لغت نامه دهخدا
ساع. ( ع اِ ) ج ِ ساعة. ( منتهی الارب ) ( المنجد ). از مصدر سَوع. رجوع به ساعت شود.
ساع. ( ع اِ ) ج ِ ساعة. ( منتهی الارب ) ( المنجد ). از مصدر سَوع. رجوع به ساعت شود.
ساعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جایزه امی ساعات پربیننده برای بهترین بازیگر نقش اول مرد در مجموعه تلویزیونی درام(۲۰۰۰, ۲۰۰۱, ۲۰۰۳)
💡 مر جشن غدیرت را ساعی ز دل و جان شد بس مشگل مسکینان کز لطف وی آسانشد
💡 وی بهخاطرِ ترانههای عاشقانهای که خودش یا با همسرش استیو لارنس اجرا میکرد، شهرت داشت و بابت آنها برندهٔ جوایز گوناگونی از جمله جایزه امی ساعات پربیننده شده بود.
💡 در ساعات اولیهٔ بامداد ۱۱ اکتبر (۲۰ مهر) گنجه، دومین شهر بزرگ آذربایجان، با آن که فاصلهٔ زیادی از میدان جنگ دارد، هدف شلیک موشک قرار گرفتهاست. در نتیجهٔ این حمله تعداد ۷ نفر غیرنظامی کشته و بیش از ۳۴ نفر غیرنظامی از جمله زنان و کودکان زخمی شدهاند.
💡 چون چشم بپوشد همه ساعی بخطائیم چون لب بگشاید همه بیجان چو نقوشیم
💡 ریل و اتوبوس عموماً ملزم به ارائه خدمات «خارج از ساعات پیک» و خدمات در مناطق روستایی هستند که طبیعتاً بار کمتری نسبت به مسیرهای اتوبوس شهری و خطوط قطار بین شهری دارند.