لغت نامه دهخدا
ساسل. [ س ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جوانرود بخش پاوه ٔشهرستان سنندج، واقع در 42هزارگزی جنوب پاوه، و 8هزارگزی باختر قلعه جوانرود. کوهستانی و سردسیر است و30 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
ساسل. [ س ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جوانرود بخش پاوه ٔشهرستان سنندج، واقع در 42هزارگزی جنوب پاوه، و 8هزارگزی باختر قلعه جوانرود. کوهستانی و سردسیر است و30 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
ده کوچکی است از دهستان جوانرود بخش پاور شهرستان سنندج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از شش مرد حاضر در عکس، سه نفر به نام های گروهبان مایکل استرانک، سرجوخه هارلون بلاک و سرباز یکم فرانکلین ساسلی در جریان همین نبرد کشته شدند و سه نفر باقیمانده به نامهای جان برادلی، رنه گاگنون و ایرا هایس در پی تعیین هویتشان به شهرت رسیدند. بعدتر از روی این عکس فلیکس د. ولدسون مجسمهساز، مجسمهای برای آرامگاه ملی آرلینگتون در ویرجینیا ساخت.