لغت نامه دهخدا
ساتره. [ ت ِ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث ساتر. رجوع به ساتر شود.
ساتره. [ ت ِ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث ساتر. رجوع به ساتر شود.
مونث ساتر پوشاننده پنهان کننده جمع ساترات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان کوهستان (چالوس) قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۷ نفر (۱۴خانوار) بودهاست. مردم ساتره از قومیت طبری هستند. مردم ساتره به زبان طبری با گویش چالوسی سخن میگویند.
💡 او ز حق در خواسته تا توبره گردد آن نور قوی را ساتره