لغت نامه دهخدا
سائد. [ ءِ ] ( ع، ص ) مهتر یا کمتر از آن. ج، سادة. سیائد. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ) ( قطر المحیط ). یقال هو سیّد قومه و اذا اخبرت انّه قلیل یکون سیّد قلت: هو سائد قومه. ( منتهی الارب ).
سائد. [ ءِ ] ( ع، ص ) مهتر یا کمتر از آن. ج، سادة. سیائد. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ) ( قطر المحیط ). یقال هو سیّد قومه و اذا اخبرت انّه قلیل یکون سیّد قلت: هو سائد قومه. ( منتهی الارب ).
مهتر قوم، سرور قوم.
( اسم ) چرکی که از آهن بیرون آرند ریم آهن.
مهتر و یا کمتر از آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران امام هادى قدرت سياسى عباسيان در سراشيبى سقوط و انحطاط بود امنيت و آرامشاز جامعه اسلامى رخت بر بسته بود و هرج و مرج، وحدت جامعه و نظام را از هم گسيختهبود. ديگر خبرى از حكومت نيرومند و يكدست بنيانگذاران خلافت عباسى و گسترشدهندگان آن يعنى منصور، هارون الرشيد و ماءمون نبود بلكه همه جا آشفتگى و فساد حاكمو سائد بود. عوامل انحطاط حكومت عباسى را بايد در موارد زير جستجو نمود: