لغت نامه دهخدا
زینستان. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن سلاح جنگ نگهداری کنند: چون کیخسرو به همدان فرودآمد و همدان را زینستان ایرانشهر نام بود یعنی خزینه سلاحها. ( تاریخ قم ص 79 ). و رجوع به زین شود.
زینستان. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن سلاح جنگ نگهداری کنند: چون کیخسرو به همدان فرودآمد و همدان را زینستان ایرانشهر نام بود یعنی خزینه سلاحها. ( تاریخ قم ص 79 ). و رجوع به زین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمان ساسانیان، ایران زینستانهای نیرومند و بزرگی در مرزها به ویژه در مرزهای غربی داشت. استان ساسانی انبار (استان انبار امروزی در عراق) مرکز انبار آذوقه و مهمات برای زینستانهای دورتر بود.
💡 در محل کنونی بصره زینستانی به نام بهشتآباد قرار داشت. از مرزبانان (رئیس پادگانها) ی ایرانی که نامشان به ما رسیده هامرز و گرابزین را میتوان نام برد که رئیس زینستانهای حاشیه صحرا بودند.