زیرکان
مترادفها
هوشمندان، داناها، باهوشان
متضادها
نادانان، ابلهان
لغت نامه دهخدا
زیرکان. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اوجان است که در بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع است و 206 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان اوجان است که در بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع است و ۲٠۶ تن سکنه دارد.
دانشنامه عمومی
زیرکان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان مهران رود مرکزی بخش مرکزی شهرستان بستان آباد واقع شده است. این روستا ۲۸۴ نفر جمعیت دارد.
جمله سازی با زیرکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فریاد ازین غرور که در صید زیرکان زان ترک نیم مست شتابی ندیده کس
💡 هزل اگر با جدست گو میباش که نه از زیرکان کمند اوباش
💡 زیرکان مادت آواز بدانند از طبع ابلهان باز ندانند طنین را ز زفیر
💡 زانکه چون آفتاب مشهورست آنچه گفتند زیرکان زین پیش
💡 هرچند آشنای رموزند زیرکان نازک مگو حدیث که تکفیر میکنند
💡 در افسانههای کهن، همیشه شخصیتهای زیرکان و باهوش هستند که با استفاده از ذکاوت و تدبیر خود، میتوانند بر مشکلات بزرگ و دشمنان قدرتمند پیروز شوند.
💡 این معما برای حل شدن نیازمند ذهنهای بسیار خلاق و افرادی است که از میان زیرکان و دانای عصر خود، توانایی تحلیل پیچیدهترین مسائل را داشته باشند.
💡 حکیمان و زیرکان زمان خود، همواره با مشورت با پادشاه، راههایی برای بهبود وضعیت معیشتی مردم و جلوگیری از وقوع بحرانهای احتمالی در قلمرو پیدا میکردند.