زویم

لغت نامه دهخدا

زویم. [ زَ ] ( ع ص، اِ ) فراهم آمده از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با زویم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خانه تاریک جانم را چراغ باشد از جان و زویم نبود فراغ

💡 برهمن را بت اندر خانه باشد، من بتر زویم که بت پوشیده در جان من بدکیش می‌باشد

💡 بارها با دل غمگین که به جان غم همه زویم گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز