لغت نامه دهخدا
زودجوش. ( نف مرکب ) که زود به جوش آید. مقابل دیرجوش: این سماور بسیار زودجوش است. دیگ آلومی نیوم زودجوش است. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ).
زودجوش. ( نف مرکب ) که زود به جوش آید. مقابل دیرجوش: این سماور بسیار زودجوش است. دیگ آلومی نیوم زودجوش است. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ).
که زود به جوش آید
💡 لوییز (با بازی جین کازمارک): مادر بسیار زودجوش و یک دنده خانواده است. زنی باهوش و قاطع است، بیشتر اوقات بدرفتاری او در جنگهای پی در پی او در سریال برای کنترل پسرانش که رفتار درستی ندارند و خرابکاری میکنند دیده میشود. لوییز در داروخانه لاکی اید کار میکند.
💡 ویژگیهای جسمی و شخصیتی شناختهشده دلرس زیبایی، سرزندگی و جذابیت هستند. با توجه به شخصیت او، به نظر میرسد او زنی مغرور و خودخواه بوده و شوهرش احترام بسیاری به او میگذاشتهاست. اورنگزیب او را زنی زودجوشآور و با «غرور بسیار» که تا پایان عمر او را دوست داشت و هرگز احساسات او را جریحه دار نکرد، توصیف کردهاست. ذات مغرور دلرس در ازدواج او مشکلی ایجاد نکرد زیرا اورنگزیب همیشه با همسر مغرور خود فروتنانه رفتار میکرد. از همه روایتها به نظر میرسد که دلرس از نظر شخصیت با همسرش نیز بیشباهت نبودهاست. هر دوی آنها با اراده قوی، متدین و نسبتاً بیتفاوت نسبت به طرح طبیعی ارزشهای مادی بودند.