لغت نامه دهخدا
زودرنجی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت زودرنج. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده قبل شود.
زودرنجی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت زودرنج. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده قبل شود.
حالت و کیفیت زود رنج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخشم رفتی و گفتی قیامتم بینی چه زود رنجی و دیر آشنا فغان از تو
💡 با همه تندی و زود رنجی عارف ربط به آن آب زیرِ کاه ندارد
💡 دایم به زود رنجی او داشتم گمان کردم یقین به یک سخن آخر گمان خود