زود رام

لغت نامه دهخدا

زودرام. ( ص مرکب ) آنکه بزودی رام شود. ( آنندراج ):
آن مرغ زودرام که آوردمش کمین
دام فریب آب که و دانه که بود.وحشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنکه بزودی رام شود.

جمله سازی با زود رام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای مرغ زود رام که آورد نقل و می دام فریب آب که و دانهٔ که بود

💡 مرغِ رمیده نشود زود رام دام ندیده است که افتد به دام

نابغه یعنی چه؟
نابغه یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز