لغت نامه دهخدا
زودخشنود. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) که به سرعت و در اندک زمانی راضی و خوشحال گردد:
تیزخشمی زودخشنودی قناعت پیشه ای
داروی هردردمندی چار هر بیچاره ای.سوزنی ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زودخشنود. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) که به سرعت و در اندک زمانی راضی و خوشحال گردد:
تیزخشمی زودخشنودی قناعت پیشه ای
داروی هردردمندی چار هر بیچاره ای.سوزنی ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
که به سرعت و به اندک زمانی راضی و خوشحال گردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شوریده عشق اگر غمآلود شود از طینت پاک، زود خشنود شود
💡 حكيمان گفته اند: آنان كه زود خشنود شوند، زود نيز به خشم آيند. همچون هيزم كه زودشعله ور شود و زود به خاموشى گرايد.