زوائدی
مترادفها
اضافات، موارد زائد
متضادها
اصلی، ضروری، پایه
لغت نامه دهخدا
زوائدی. [ زَ ءِ ] ( ص نسبی ) کسی که یکی از اعضای بدن وی زائد بر خلقت باشد. || کسی که دارای سه خصیه بود. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با زوائدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برساختهٔ ثابت به پروتزی گفته میشود که بر روی دندان یا دندانهای پایه -که قبلاً برای این کار تراش خوردهاند- سمان شده و ثابت میگردد. برساختهٔ کامل در فرد کاملاً بیدندان استفاده میشود، و به «دست دندان» مشهور است. برساختهٔ پارسیل در بیمارانی کاربرد دارد که در حد میانهٔ برساختهٔ ثابت و کامل قرار دارند؛ یعنی بیدندان نیستند ولی به عللی همچون وسعت یا تعدد نواحی بیدندانی یا عوامل اقتصادی یا سایر علل امکان دریافت درمان برساختهٔ ثابت را نیز ندارند. این نوع برساختهٔ چارچوبی فلزی دارد که با زوائدی نیروهای جونده را میان دندانها و نیز لثه پخش میکنند.
💡 در تدوین قوانین جدید، باید از آوردن کلمات و عبارات زوائدی که باعث ابهام در متن میشوند، به طور کامل و جدی خودداری کرد.
💡 نویسنده در این کتاب سعی کرده است تا با حذف مطالب زوائدی، تمرکز خواننده را بر نکات اصلی و مهم داستان حفظ کند.
💡 در فرآیند ساخت قطعات صنعتی، وجود هرگونه زوائدی و بخشهای اضافی میتواند باعث کاهش کارایی دستگاه و افزایش هزینههای تولید شود.