زنگدار

لغت نامه دهخدا

زنگدار. [ زَ ] ( نف مرکب ) دارنده زنگ. || طنین دار ( صدا و آواز ). ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(زَ ) (ص فا. ) طنین دار.

فرهنگ عمید

۱. دارای زنگ: ساعت زنگ دار.
۲. طنین دار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - طنین دار ( صدا آواز ). ۲ - دارنده زنگ.

ویکی واژه

طنین دار.

جمله سازی با زنگدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سازی شستی‌دار دارای مجموعه‌ای از صفحات فلزی است که با اصابت چکش مضراب صدایی زنگدار ایجاد می‌کند.