واژه «زندهرزم» در متون کهن فارسی، بهویژه در شاهنامه و روایتهای اسطورهای، نام یکی از پهلوانان تورانی و از شخصیتهای مرتبط با داستان سهراب و رستم دانسته شده است. این نام در منابع مختلف به عنوان پهلوانی از سپاه توران معرفی میشود که در ماجراهای نبردهای حماسی حضور داشته است. برخی روایتها او را از نزدیکان یا وابستگان به سهراب دانستهاند و برخی دیگر او را از سرداران یا جنگاوران برجسته تورانی معرفی کردهاند که در میدان رزم شناخته شده بوده است. در داستانهای حماسی، زندهرزم شخصیتی است که در جریان نبردهای بزرگ با رستم روبهرو میشود و در نهایت در برابر قدرت او شکست میخورد. در برخی نقلها نیز اشاره شده که رستم با ضربهای قوی کار او را یکسره میکند که نشاندهنده قدرت و عظمت رستم در برابر پهلوانان تورانی است. این واژه در اصل یک نام خاص تاریخی و اسطورهای است و معنای لغوی آن به صورت مستقیم مورد توجه نیست، هرچند از ترکیب «زنده» و «رزم» تشکیل شده که میتواند در ظاهر به معنای جنگجوی زنده یا جنگاور پرنشاط باشد. در ادبیات حماسی، چنین نامهایی معمولاً برای شخصیتهایی به کار میرود که نماد قدرت، دلاوری و حضور در میدان نبرد هستند. «زندهرزم» نیز در همین چارچوب، نماینده یکی از چهرههای جنگاور در روایتهای اسطورهای ایران و توران است. بنابراین این واژه هم یک نام خاص در داستانهای حماسی است و هم نشاندهنده یکی از پهلوانان تورانی در تقابل با رستم در شاهنامه فردوسی به شمار میآید.
زنده رزم
لغت نامه دهخدا
زنده رزم. [ زِ دَ / دِ رَ ] ( اِخ ) نام پهلوانی است تورانی وزیر سهراب بن رستم که رستم به یک مشت کار او را ساخت. ( برهان )( آنندراج ) ( از شرفنامه منیری ) ( ناظم الاطباء ). نام پهلوانی است تورانی. ( فرهنگ رشیدی ). نام خال سهراب بوده که رستم او را کشته. ( از انجمن آرا ). او را زند نیز گفته اند. ( آنندراج ). و او را زنده نیز گویند. ( شرفنامه منیری ). زنده. ( فرهنگ جهانگیری ):
بدان جایگه خشک شد زنده رزم
سر آمد به او روز پیکار و بزم.فردوسی ( از آنندراج ).چو سهراب را دید بر تخت بزم
نشسته بیکدست او زنده رزم.فردوسی ( از فرهنگ جهانگیری ).
جمله سازی با زنده رزم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا برد نزدیک او زنده رزم بدان تا بماند زمانی ز رزم