زنب

لغت نامه دهخدا

زنب. [ زَن َ ] ( ع مص ) فربه شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

فربه شدن

جمله سازی با زنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سرمستی ای سیه تیغ مکش بروی مه شق قمر بود گنه جز زنبی هاشمی

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز