زرین گیس

مترادف‌ها

طلایی‌مو، زردگیس

لغت نامه دهخدا

زرین گیس. [ زَرْ ری ] ( اِخ ) نام دختر شمس المعالی و او از ابوعلی سینا در تصحیح طول جرجان درخواست و وی آن طول در رساله ای به نام بانوی مزبور بنوشت و ابوریحان در کتاب تحدید نهایات اماکن از آن نام برد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

دختر شمس المعالی و او از ابو علی سینا در تصحیح طول جرجان در خواست و وی آن طول در رساله بنام بانوی مزبور بنوشت و ابوریحان در کتاب تحدید نهایات اماکن از آن نام برد.

فرهنگ اسم ها

اسم: زرین گیس (دختر) (فارسی)
معنی: آن که موهایی به رنگ طلا دارد، نام زنی در منظومه ویس و رامین

جمله سازی با زرین گیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ندانست هیچ دشمن راز ایشان مگر در مرو زرین گیس خاقان

💡 کجا گفتار زرین گیس بشنود دلش پر تاب گشت و مغز پر دود

💡 همی دانست زرین گیس جادو که درد رام را ویس است دارو

💡 شاعر در اشعار کلاسیک خود از زیبایی معشوق با توصیف موهای زرین گیس او و درخشش خیره‌کننده آن زیر نور ماه، سخن بسیار زیبایی گفته است.

💡 آن دختر زیبا با آن موهای زرین گیس و چهره‌ای ماه، توجه تمامی حاضران را در آن جشن باشکوه و پر زرق و برق به خود جلب کرد.

💡 در افسانه‌های قدیمی و داستان‌های پریان، همیشه موجودات جادویی با آن موهای زرین گیس و لباس‌های رنگارنگ در جنگل‌های انبوه و تاریک ظاهر می‌شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران