ارزن زرین
لغت نامه دهخدا
ارزن زرین. [ اَ زَ ن ِ زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از جرعه شراب است. ( برهان ). || حبابی که بر روی شراب بهم رسد. ( برهان ). حباب خُرد که از تیزی شراب در شراب افتد هنگام ریختن می در پیاله. ( مؤید الفضلاء ). || کوکب. ستاره. ( برهان ). || شراره آتش. ( برهان ). || جرعه می زعفرانی. ( مؤید الفضلاء ). || عرقی که بر پشت خم برآید:
گاو سفالین که آب لاله ترخورد
ارزن زرینش از مسام برآمد.خاقانی.
جمله سازی با ارزن زرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به آن رخسار گندمگون جمالت راست بازاری که قرص آفتاب آنجا نمیارزد به یک ارزن
💡 هر زمان از قیل و قال هر کسی از جا مشو گر زمانه همچو سندان شد تو چون ارزن مباش
💡 ارزن با بسیاری از خاکها و وضعیتهای آب و هوایی سازگار میشود.فصل رشد کوتاهی داشته و به آب کمی نیاز دارد. احتمالاً ارزن کمتر از هر غلهٔ اصلی دیگری به آب نیاز دارد.
💡 ز نوک رُمح زهرآگن دهد بهرام را بهره به زخم تیغ گُردافکن کند ارژنگ را ارزن
💡 مردم نزد او از ويرانى ديوارها و نداشتن تخم غله شكايت كردند، خداوند به وى وحىفرستاد دستورشان بده به جاى تخم غله، نمك در زمين بپاشند و آن نمك نخود براى آنانرويانيد، و نيز ماسه بپاشند، و آن ماسه براى ايشان ارزن رويانيد.
💡 گیاهانی همچون چوک، لیزک، تره کوهی، موسیر، لاله واژگون، چویل، جاشیر، کارده، بیلهر، کنگر، گون، زول، گینه، کارده، خرکول، خاری، ریواس، پونه کوهی، بومادران، آویشن، حلپه، درمه، ارزن، برنجاس و درختانی چون گز، شهن، زالزالک، بنه، تاگ و بادام کوهی جزو گونههای موجود در این کوه هستند.