زرین سخن

لغت نامه دهخدا

زرین سخن. [ زَرْ ری س ُ خ ُ / خ َ ] ( اِ مرکب ) سخن زرین. سخنی گرانبها و پرارج.
- زرین سخن سوار؛ قلم. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
زرین سخن سوارصفت کرد عنصری
کلک هنروری را چون شد سخن گزار
در طبع آن امیر سخن گر کنون بدی
جز کلک تو نبودی، زرین سخن سوار.سوزنی ( یادداشت ایضاً ).

فرهنگ فارسی

سخن زرین سخنی گرانبها و پر ارج

جمله سازی با زرین سخن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به زرین سخن گوهر آرم به چنگ سر زیر دستان درآرم به سنگ

💡 در طبع آن امیر سخن گر کنون بدی جز کلک تو نبودی زرین سخن سوار

💡 زرین سخن سوار صفت کرد عسجدی کلک هنروری را چون شد سخن گذار

💡 زرین سخن سواری از شعر عسجدیست بر دست چون سوار عنان سخن بچنگ

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز