واژه «زرگدازی» در زبان فارسی به معنای فرآیند ذوب کردن و گداختن طلا در حرارت بسیار بالا برای تغییر حالت یا آمادهسازی آن برای شکلدهی و کاربردهای مختلف است. این ترکیب از دو جزء «زر» به معنای طلا و «گدازی» به معنای ذوب کردن و گداختن تشکیل شده و در مجموع به عمل نرم کردن و مایع کردن طلا در کوره اشاره دارد. در گذشته، زرگدازی یکی از مراحل مهم در صنعت زرگری و فلزکاری به شمار میرفت، زیرا طلا برای ساخت زیورآلات یا اشیای زینتی باید ابتدا در آتش ذوب و سپس قالبگیری میشد. این فرآیند نیازمند حرارت بسیار بالا و مهارت ویژهای بود تا فلز گرانبها بدون آسیب و با کیفیت مناسب آماده کار شود. در متون ادبی فارسی، واژه «زرگدازی» گاهی به شکل استعاری به کار رفته است و برای نشان دادن شدت احساساتی مانند عشق، اندوه یا فشارهای روحی، حالت انسان به طلا در حال ذوب شدن تشبیه شده است. این تشبیه نشاندهنده حالت دگرگونی شدید و تغییر شکل درونی است که در اثر عوامل قوی رخ میدهد. همچنین در ادبیات کهن، از این واژه برای تصویرسازیهای هنری مرتبط با آتش، گرما و تحول استفاده شده است. بنابراین «زرگدازی» به معنای ذوب و گداختن طلا در آتش است و هم در معنای واقعی صنعتی و هم در معنای استعاری ادبی، بیانگر فرآیند تغییر، تحول و آمادهسازی فلز گرانبها به شمار میآید.
زرگدازی
لغت نامه دهخدا
زرگدازی. [ زَ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل زرگداز. گداختن زر. قرار دادن طلا در کوره:
چو روز از جهان کارسازی گرفت
دمید آتش و زرگدازی گرفت.اسدی ( گرشاسبنامه ).
جمله سازی با زرگدازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل ز مهر سیم صافی صافتر دارد ز سیم ندهد اندر زرگدازی بین چو زر اندر گداز