زرگاه

«زرگاه» در فارسی کهن و متون ادبی و شعری به معنای محل گران‌بها یا ارزشمند، جایگاه مرکزی یا مهم، و نقطه‌ای است که چیزی باارزش در آن قرار دارد. این واژه هم به‌صورت مادی، مانند مکانی که زر یا اشیای قیمتی در آن نگهداری می‌شود، و هم به‌صورت استعاری، مانند نقطه اوج یا بهترین بخش چیزی، به‌کار رفته است.

از نظر جغرافیایی، طبق لغت‌نامه دهخدا، زرگاه دهی از دهستان پنکجه در بخش مرکزی شهرستان سراب بوده که جمعیتی حدود ۱۳۰ نفر داشته است. اما امروزه مکانی با نام زرگاه وجود ندارد و نزدیک‌ترین محل، روستای رزگاه در بخش مهربان شهرستان سراب، استان آذربایجان شرقی است که جمعیتی حدود ۹۸ نفر دارد و دارای معدن نفلین سینت می‌باشد.

لغت نامه دهخدا

زرگاه. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پنکجه است که در بخش مرکزی شهرستان سراب واقع است و 130 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با زرگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گهی چو سفتهٔ زرگاه چون‌ گداخته لعل گهی چو دستهٔ گل گاه چون شکافته نار

💡 آشکارا و نهان گاه به زرگاه به زور به همان شیوه که در فن سپوز استادم

💡 پس از آن چند نفرگاه به زرگاه به زور به همان شیوه که در فن جماع استادم

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز