زردخانی

لغت نامه دهخدا

زردخانی. [ زَ ] ( معرب، ص نسبی ) ظاهراً جامه ای بوده است یعنی پارچه: فاذا استقربهم المجلس نزع کل واحد منهم قلنسوته و وضعها بین یدیه و تبقی علی راسه قلنسوة اخری من الزردخانی و سواه. ( رحله ابن بطوطه چ مصر ص 182 یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

ظاهرا جامه بوده است یعنی پارچه

جمله سازی با زردخانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حسین خانی، خنگ (مسلم آباد)، زردخانی (منتظرآباد)،احمدقلندری (امام آباد)، مورگاه کاکان(یاسر آباد)، پوزه سفید (مالک اشتر)، ده نوکاکان.

💡 ورزش زردخانی یکی از قدیمی‌ترین و اصیل‌ترین هنرهای رزمی و آیینی ایران است که ریشه‌های آن به دوران باستان بازمی‌گردد.

💡 شرکت در مراسم زردخانی با حضور استادان بزرگ، فرصتی است تا جوانان با اصول اخلاقی و روحی بسیار مهمی در این ورزش آشنا شوند.

💡 صدای ضربه بر چوب و ریتم خاص در مراسم زردخانی، فضایی معنوی و هیجان‌انگیز ایجاد می‌کند که توجه تمامی تماشاگران را جلب می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران