زرد گل

لغت نامه دهخدا

زرد گل. [ زَ گ ُ ] ( اِ مرکب ) گل زرد. ( فرهنگ فارسی معین ). نوعی از گل سرخ به رنگ زرد. رز زرد:
به زرینه جام اندرون لعل گل
فروزنده چون لاله بر زرد گل.عنصری.زرد گلان شمع بر افروختند.
سرخ گلان یاقوت اندوختند.منوچهری.هر زردگلی به کف چراغی دارد
هر آهوکی چرا به راغی دارد.منوچهری.زرد گل بینی نهاده روی را بر نسترن
نسترن بینی گرفته زرد گل را در کنار.منوچهری.

فرهنگ فارسی

گل زرد

جمله سازی با زرد گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزرینه جام اندرون لعل مل فروزنده چون لاله بر زرد گل

💡 از بلبل نالنده تر و زارترم وز زرد گل ای نگار بیمارترم

💡 گهی زرد گل کشت بر زعفران گهی خون دل راند بر ارغوان

💡 سرایتهاست با این چهره زرد گل سیراب اشکم زعفران است

💡 چو اندر رسد پیری آن نسترن شود زرد گل وان بنفشه سمن

طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز