زرد چشم
لغت نامه دهخدا
زردچشم.[ زَ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) نوعی است از مرغان شکاری و اصناف آن چند است مثل: باز، باشه، جره، شاهین، شکره و بیسره. ( غیاث اللغات ). انواعی از مرغان شکاری که چشمان زرد دارند. باز یاری. دسته ای از مرغان شکاری.مقابل سیاه چشم. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
نوعی است از مرغان شکاری و اصناف آن چند است مثل باز و باشه و جره و شاهین و شکره و بیسره
جمله سازی با زرد چشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنگر ز خون و خاک کفن های سرخ و زرد چشمی فراز کن به تماشای کربلا
💡 قد خمیده رخ زرد چشم تر لب خشک به صدق عشق خود آورده ام گواهی چند
💡 کرد دیوانه ام از عشق و برین گونه زرد چشم وا کرد و شفاخانه دیوانه گشود
💡 تو از زرد چشمان صحراستی به گوهر چو سیمرغ والاستی